♥ دختران خوشتیپ چادری
چادر یک حجاب سلیقه ای و کامله ولی از نظر ما چادر مال زیباترین،مهربان ترین و پاک ترین دختران جهان است
![]() |
به بهترین وبلاگ در سطح خودت خوش اومدی
اگه میخوای بدونی توی دنیا چه خبره یا میخوای بدونی واقعا زندگی کردن یعنی چی .... پس واقعا خوش اومدی!
هر روز به ما سربزنین و نظر بدین چون مطالبمون لایق نظردادنه
یک عالمه چیزهای جدید در مورد دینتون یعنی اسلام islam میفهمین!
هر مطلب رو3 بار هم بخونین باز هم کمه
هرچقدر وقت برای این وب بزارین باز هم کمه.
چون...زندگیتون رو متحول می کنه
هر چیزی برای خودش یک قانون داره"
قوانین دختر خوشتیپ چادری بودن هم اینه:

اگر مطالب این سایت رو دیدید می توانید به سایت های دیگر ما هم بروید.نظرهم بدید
با کلیک بر روی هر عکس وارد همان سایت می شوید
سلیمه جون 18ساله از مشهد پوشش:چادری

نسیم جون 15ساله از تهران پوشش:چادری

زهرا جون 14ساله از کرج پوشش:چادری

ریحانه سادات 15ساله از اهواز پوشش:چادری

نرگس جون 15ساله ازشهرکرد پوشش:چادری

یاسمین جون 16ساله از فسا پوشش:چادری

مینا خانوم 14ساله ازفسا پوشش:چادری

فاطمه جان 13ساله ازگرگان پوشش:چادری

فاطمه جون 16ساله از کرمان پوشش:چادری

فرشته جون 19ساله از کرمان پوشش:چادری

مائده جون 17ساله از اراک پوشش:چادری

زینب جون 18ساله از زنجان پوشش:چادری

شیما جون 14ساله پوشش:مانتویی محجبه

مائده جان 15ساله از تهران پوشش:چادری

میناجون 12ساله از اران پوشش:مانتویی محجبه

کوثرجون 15ساله از بوشهر پوشش:چادری

زهراجان 11ساله از تهران پوشش:چادری

محدثه جان 17ساله از خراسان پوشش:چادری

مطهره جان 16ساله از مشهد پوشش:چادری

زهراخانوم 15ساله ازیزد پوشش:چادری

فاطمه جون 11ساله از مشهد پوشش:چادری

مریم جون 14ساله از تهران پوشش: میانه(چادری و مانتویی محجبه)
نرگس جون 20ساله از مشهد پوشش:چادری

کیمیا خانوم 14ساله ازهمدان پوشش:چادری

ساراجون 20ساله از اصفهان پوشش:میانه(چادری و مانتویی محجبه)
مهساجون 15ساله از تهران پوشش:چادری

دختر طلایی 13ساله از اهواز پوشش:چادری

ریحانه جان 11ساله از کرج پوشش:چادری

دختر پارسی 15ساله از مشهد پوشش:چادری

باران جان 23ساله از همدان پوشش:چادری

سپیده جون 26ساله ازهمدان پوشش:چادری

طهوراخانوم 20ساله ازکرمانشاه پوشش:چادری

عارفه جان 20ساله از همدان پوشش:چادری

عسل جون 20ساله از تهران پوشش:چادری

فاطمه خانوم 16ساله از مشهد پوشش:چادری

زینب جون 15ساله از مشهد پوشش:چادری

ساجده جان 15ساله از مشهد پوشش:چادری

ساراجون 17ساله از تهران پوشش:میانه(چادری و مانتویی محجبه)
مدینه جان 21ساله از خوزستان پوشش:مانتویی محجبه

الهه جون 13ساله از خرمشهر پوشش:چادری

زهراخانوم 15ساله ازکوهدشت پوشش:مانتویی محجبه

فاطمه خانوم 20ساله از لرستان پوشش:چادری

فریبا جون: 21ساله از اردبیل پوشش:چادری

زهرا جان 13 ساله ازبوشهر پوشش:میانه(چادری و مانتویی محجبه)
شیماجوون 23ساله از قم پوشش:چادری

الهام خوشگله 15ساله ازساری پوشش:چادری

ریحانه جونی 18ساله از اصفهان پوشش:چادری

رویا جون 14ساله از زنجان پوشش:چادری
سارا 21ساله ازتهران پوشش:چادری

پریساجون 17ساله از تهران پوشش:چادری

لیلاجون 20ساله از اهواز پوشش:چادری

فاطمه الزهرا 17ساله از بوشهر پوشش:میانه(چادری و مانتویی محجبه)
زهراخانوم 17ساله ازتهران پوشش:چادری

مبینا جان 11سال از ورامین پوشش:چادری

فاطمه جان 15ساله از خوزستان پوشش:چادری

کوثر.ط 14ساله ازخراسان جنوبی پوشش:چادری

باران جان 17ساله از اصفهان پوشش:چادری

صدف جون 15ساله از شیراز پوشش:مانتویی محجبه

زینب السادات 19ساله از کرمان پوشش:چادری

مریم جان 16ساله از مشهد پوشش:چادری

سهیلاجان 19ساله ازتهران پوشش:چادری






فاطمه سادات 14ساله از کردستان پوشش:مانتویی محجبه

لیلاجان 23ساله از زنجان پوشش:چادری

سایه جان 14ساله از اهواز پوشش:چادری


هدیه شوشیان 13ساله از تهران پوشش:چادری


فاطمه قلعه نویی 14ساله ازسبزوار پوشش:چادری














تیام جون 15ساله از کرمانشاه پوشش:محلی

مریم جون 17ساله از هریس پوشش:چادری

فرشته جان 17ساله ازکاشان پوشش:چادری

عاطفه السادات 16ساله از مهریز-یزد پوشش:چادری

پوپک جون 17ساله از قزوین پوشش:مانتویی محجبه


مریم جان 14ساله از گیلان پوشش:چادری
آقای فریبرز 22ساله ازقم مدیروب:اسلام ناب محمدی
آقا محمد 18ساله ازشیراز مدیر وب:شیعه عاشق
آقا احسان 24ساله از تهران
آقا محمدنیری 15ساله از اصفهان
داوود طباطبایی 27ساله از مشهد مقدس
میلادعابدینی 23ساله از کرج
آقا شاهرخ 19ساله از اراک
آقا سید 19ساله از رشت
آقا مرتضی 27 ساله از خراسان شمالی
آقاسالاراحمدی از میانه
آقا کوروش 18ساله از کرج
آقا سید محمود 20 ساله از تهران مدیروبلاگ:سرباز جوان جنگ نرم
محمد طباطبایی 21ساله از کرج مدیر وبلاگ:منتظرالمهدی
سید رضا 25ساله از کیش



"نُه"مآه انتظار
و یک عُمــــــر نگرآنی
حس آزاد "دخترانه" را به مِهر مآدری دادن
بزرگترین ایثـــــــــــــار یک زن است

وقتی یک زَن بچه به دنیا میاره 57 واحد دَرد میکشه
این برآبر است بآ شکسته شدن 20 استخوان هم زمان!
قدر مادراتون و همسراتون رو بدونین!

اسم این نقاشی جدید هست*هِلنآی فرآنسه*

خانوم خوشــــــگله برسونمت؟؟؟؟؟؟؟
خوشــــگله چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟؟؟؟
اینها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید!
بیچــاره اصـلا” اهل این حرفـــــها نبود…این قضیه به شدت آزارش می داد
تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و
به محـــل زندگیش بازگردد.
روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت…
شـاید می خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی….!
دخترک وارد حیاط امامزاده شد…خسته… انگار فقط آمده بود گریه کند…
دردش گفتنی نبود….!!!!
رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد…وارد حرم شدو کنار ضریح
نشست.زیر لب چیزی می گفت انگار!!! خدایا کمکم کن…
چند ساعت بعد،دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد…
خانوم!خانوم! پاشو سر راه نشستی! مردم می خوان زیارت کنن!!!
دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود را
به خوابگاه برساند…به سرعت از آنجا خارج شد…وارد شــــهر شد…
امــــا…اما انگار چیزی شده بود…دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد..!
انگار محترم شده بود… نگاه هَـوس آلودی تعـقــیبش نمی کرد!
احساس امنیت کرد…با خود گفت:مگه میشه انقد زود دعام مستجاب
شده باشه!!!! فکر کرد شاید اشتباه می کند!!! اما اینطور نبود!
یک لحظه به خود آمد…
دید چـــادر امامــزاده را سر جایش نگذاشته…!

چشم هایم را بدون آرایش می ستایمـ!
بینی نوک بالایی دارم به 100 تآ دمآغ عملی می اَرزَد!
لَب هایم قشنگ تر از لبخند گل استـ!
شآلم را هم از همهـ خوشگلـ تر می بندمـ!
کلیپس را نوک کله ام نمی زنم ..چون من شتر زاده نیستمـ!
ناخون هایم هم بلند است اما قرمزکی نیست!
عشوه و ناز هم از 100 تا قرتی بهتر بلدم ولی هر (....)توی خیابون ارزش این کار را ندارد!
مانتو های گرآن هم می خَرَم ولی عـقده نشان دادنش را هم ندارم!من مآنکـن نیستمـ!!
کفش هآیم هم پآشنه 5سانتی استـــ پاپیون های بزرگ هم دارد اما...
امروز دختر خوشتیپ چادری را عصبانی کرده اند!
با جوراب شلواری هایشان....با موهای فرق باز کرده ی شان....با حس حسادت هایشان...با خراب کردن زندگی های آدم ها!با از بین بـردن ارزش بآلای زن!
کی گفته که زن ها باید عَطر بزنند که مردهآ جَذبشان شود؟
کی گفته که زن باید حتَما قرتی باشه تا مَرد خوشش بیاد؟
این زن ها غرور ظرآفت زنآنه را ندارند!
این ها از برادرآن لـات سبـیل در رفته بد ترن!
امروز من ژاندآرک ایرانم...فریادم ار کل فرآنســـــــــه هم بلند تر است!
همینه که هست!
کورشود آنکس که نمی تواند ببیند زیبایی بی نظیر در حجاب را!

به افتخار هرکی چادریه و چادری هارو دوست داره نظرات رو ببره بالای 200تا



امسال...
مهربانی هایم بر سر سفره ی هفت سین است...
در خانه باز است...
لبخند هم هست!
شیرینی و میوه و لباس هم در حد توانمان هست
خدا هم که همیشه بوده و هست
امسال...
تخم مرغ هایمان رنگی است...
امسال...
سالی جدید است
امسال...
هرشب مهمانی است..
امسال...
یکسال ایران بزرگتر شده است...
امسال ایران
هزار و سی صد و نود و دو ساله شده است...و
ایران
همچنان جوان است
امسال حِجآبــ هم هست...
امسال دنیا هم هست....
امسال...
با حجابمان...با صحبت هایمان ثابت خواهیم کرد...بزرگتر شده ایم...
ما امسال فرق کرده ایم....
زیبا و آراسته تا همیشه...
سبزه هم امسال خوب بالا آمده است...
ماهی ها در تنگ میـرقصَند
آســـــمان دَف مـــــــیزند...
دریا کف می زند.....
و کودکی آنور تر از جَشن نیکوکاری هایمان می خندد
چه عیدی!
امسال واقعا باید گفت:
عیــــــــدت مبارک ایران من!



آخرین نوشته عید :
ساعت 14 و 31 دقیقه و 56 ثانیه
روز چهارشنبه 30 اسفند 1391 هجری شمسی
مطابق 8 جمادیالاولی 1434 هجری قمری
و 20 مارس 2013 میلادی



سلام...امروز مطلبی جدید با مطالب جدید و حرف های جدید میزارم که فقط واسه لبخنده!
حرف اول:عید!
خوب شما هم حتما مثل من دنبال لباس های شیک می گردین...درسته قیـمت ها همچنان بالا رفته و می مونه...بعضی ها از لباس های پارسال استفاده می کنن بعضی ها هم از لباسای امسالشون..توی مانتو دیدین چقدر تنوع رنگ زیاد شده؟همچنین مدل...
رفته بودم مانتو فروشی یک مانتو برداشتم چهارخونه های مشکی و سفید داشت و پایینش پُف کرده بود...وقتی پوشیدمش شبیه مهره قلعه شـطرنج شده بودم!آخه برادرمن..خواهر خیاط...این لباسا که تنمون نمیره به والله!به جاش مانتو های بلند سنتی هم هست که بعضی هاشون قشنگه...یعنی همش قشنگه!
راستی شماها مانتو خریدین؟کفش چی؟اگه چیزی خریدین توی نظرات بگین و بگین چه جوریه یا اگه خواستین ازش عکس بزارین من میزارمش اینجا.چون من دلم میخواد خوشی هارو با هم تقسیم کنیم...راستی تا یادم نرفته بفرما شیرینی عید..نوش جان!

یه خبر خوب دارم براتون...هفته ای دیگه براتون کلی عکـس و فیلـم از ابتکارای دوستام و خودم میزارم...چطوره فعلا چیزی نگم تا هفته بعد؟
احرف دوم:اینکه میگن پیشگیری بهتر از درمانه راست میگنا!
تو یکی از وبلاگا که دستش درد نکنه نوشته بود پیامبر گرامی اسلام می فرمایند:هر زنی که عطر بزند و از خانه به بیرون برود هفتاد هزار فرشته تا برگرشتنش به خونه لعنتش می کنن

دوستانم هم عطر اورده بودن منم اصلا نزندم....پیشگیری شد دیگه!

حرف سوم:سبزه گره بزنین تا.....



حرف چهارم:دختران خوشتیپ چادری فقط مخصوص دختران نیست!!
این وبلاگ برای همه است...دوست دارم همه اینجا باشن...چه دخـتر و چه پسـر!چرا عده ای فکر می کنند که وقتی دخـتر و پسـر پیش هم در یک کلاس دانشگاه هستند یا در یک جمع حتما موردی پیش می آید؟
....بی جنبه نباشیم.....
به طور مثال:وقتی توی این وبلاگ آقایون هم بیان که البته الان هم کلی میان نظراتشون رو مطرح کنن...نظر شخصیشون رو....طرز فکرشون رو بگن...ما هم میگیم...وقتی همه ی این وبلاگ با هم جمع بشن برای جامعه و مشکلاتش برنامه ربزی کنن چه اشکالی داره؟وقتی برای ترویج صداقت،مهربانی،پاکدامنی اینجا جمع بشیم با هم حرف بزنیم..اگر این کار رو بکنیم آگاه نمی شیم؟چرا حتما باید یک دخـتر و پـسر باهم دوسـت شوند تا به اصطلاح خودشان با اخلاق هم آشنا بشن؟
در دختران خوشتیپ چادری خبری از دوستی های پوسیده نیست...
اینجا همه با هم خواهر و برادراند...همه با هم مهربان اند...همه دوست داشتنی هستند...
اگه این جامعه رو میخواین پس در نظرات وبلاگ نظر بگذارین..گفت و گو کنیم...مشاوره از هم بگیریم....به هم کمک کنیم...قول میدین؟

حرف پنجم:از ناخونای دستتون چه خبر؟
یادتون باشه دختر خانوم ها گل...باید ناخوناتون همیشه تمیز باشه و سوهان کشیده باشه...زیرش صاف باشه...ناخون زیبایی مهمی است...یادتون نرفته که ما دختر خوشتیپ چادری هستیم؟

حرف ششم:یک کاردستی زیبا

حرف هفتم:حرف آخر

لبـــــــــــخندم را به رخ می کشمــــ..
اون جاست که تمآم دنیا مَحـو دیدنم میـشود
لطافت لبخند..چشمانی براق نشانه ی مَن است
زیرسایه ی یک درخت سبز!
من خدا را دارم....
اونجاست که میگم:
آهآی اونآیی که پشت سرم حرف می زنین!
.
.
.
♥عآشقــــــــــــتونم که اینقدر در گیر منین!♥
+قرارمون یادتون نره!نظر دادنو میگم


سلام.

امروز میخوام یک مطلب متفاوت داشته باشم
برای همین ادامه مطلب رو بخونین
بیکار شده بودم برای همین حس سلیقه و ذوق پیدا کردم و برای خودم یک کاردستی درست کردم.
کاردسـتی تـل مروارید!
چون میدونستم خوشتون میاد یک آمـوزش کوچولو هم باهاش درست کردم تا کمی بتونین شما هم انجامش بدین...
همه ی عکس هاشم خودم با دوربینم گرفتم

سلام به تمامی دوستان عزیز....
سالگرد تاسیس وبلاگ دختران خوشتیپ چادری برابر بود با 1 بهمن 1390......
امروز وبلاگ ما یکساله شد!
انشالله 100 ساله بشی وبلاگ عزیزم!
وبلاگ ما الان یک بچه ی یکساله است!فکر کنید در پنجاهمین سالگردش چی میخواد بشه؟
دعا کنید زودتر سایت بشه و بزرگ بشه.....
من آرزو دارم وبلاگم حالت قالبش فلش بشه و با دوتا عکس یکی سمت راست یکی سمت چپ که یکیش خودم باشم یکیش دوستم و رنگ زمینه قالب تا 6 رنگ تغییر کنه..و موضوعات وسط این طرح باشن و کلی مدل دیگه...آخیش..پس کی موقع میرسه؟
به این مناسبت دو تا عکس در حد صفحه دستکتاپ کامپیوتر از حجاب آوردم که شما دوست دارین!


❤یادمان باشد اَگر خآطرمآن تنــــهـا شد❤
❤طَلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم!❤







بسم الله الرحمن الرحیم....به نام خداوند آسمان و زمین
ماشا الیلیـکینا

زیبایی ماشا برای همه آشکار است...استیل دخترانه و بور او همه نگاه هارا جذب می کند!
این دختر روسی می گوید از جلوه های کاذب که همان بی حجابی و آرایش است بدش می آید و الان خوشبخت است...
می گوید:حتی لحظه ای به ذهنم خطور هم نمیکرد که روزی به حج بروم و از بهترین و گواراترین آب، یعنی آب زمزم بنوشم.
یک روز مطلع شدم که یکی از نزدیکترین دوستانم بر اثر یک حادثه در شهری دیگر به حالت کما رفته است. من نمیدانستم که چطور میتوانم به او کمک کنم. آن روز برای اولین بار نماز خواندم و دست به دعا برداشتم و از خدای بزرگ کمک خواستم.
روز بعد همان دوستم با من تماس گرفت و گفت: «در آن حالات بیهوشی من تو را میدیدم و تو خیلی زیاد به من کمک کردی!»، من در آن لحظه بسیار گریستم؛ زیرا برای اولین بار در زندگیام بود که چیزی از خدا میخواستم.
من پنج زبان اروپایی بلد هستم و در حال حاضر در مدرسه و دانشگاه تدریس میکنم. ضمناً برخی از نتهای مجاز شرعی را نیز مینویسم
آن جلوهها، پس از مسلمان شدن، برایم بیارزش و منفور هستند.(اضافه کنم ماشا قبل از اسلام آوردن تمامی عکس هایش مثل همه ی خواننده ها مبتذل بوده)
و میگوید از اینکه عکس های بی حجابش در همه جا است ناراحت نیست... دوست دارد مردم ببینندکه در هر سطحی باشند باز هم می توانند به اسلام روی آورند و با حجاب شوند
امضا:ماشاالیلیکینا...باحجاب شدم تا به خدا برسم!

آلیسا حسینووا

مدتهاست که زنان با پوشش اسلامی (روسری) در جایجای شهر "قازان" ـ پایتخت جمهوری تاتارستان (از جمهوریهای خودمختار کشور روسیه) ـ دیده میشوند. آنها را در مغازهها، دانشگاهها، مترو و در تمام خیابانهای شهر میتوان دید.
او در سال 2004 آلبومی تولید نمود که در رده بهترین های موسیقی روسیه جای گرفت. وی تنها در روسیه شهرت پیدا نکرد، او را به فستیوالهای موسیقی مهم خارجی دعوت می نمودند.
موفقیتهای بسیاری در انتظار این ستاره روس بود، اما او ناگهان از همه آنها دست کشیده و صحنه نمایش را به کلی ترک گفت.
همه اعضای خانواده آلیسا به دین اسلام مشرف شده اند: شوهر او «احمد»، برادر کوچکتر او «بولات» (Bulat) و مادرش که در مدرسه عالی قازان به نام "محمدیه" درس میخواند.
او میگوید: «متولد شدن دخترم در جهان بینی من تأثیر بسزایی گذاشت. در گذشته، من میخواستم هر دو نقش مادری و خوانندگی را با هم ایفا کنم؛ اما پس از چندی متوجه شدم که چنین کاری بدلیل گرفتاریهای زیاد کار خوانندگی امکان پذیر نیست.
پرستار گرفتن برای کودک هم اصلا در خصوصیات یک تاتار نیست. حتی در زبان تاتاری نیز لغتی بنام "پرستار" دیده نمیشود. چون ملت تاتار به هیچکس اعتماد ندارد تا فرزند خود را به او بسپارد.
هم اکنون وقت خود را صرف دخترم «مریم» مینمایم و به او یاد میدهم که آفریدگار خود را فراموش نکند.
آنچه برای من اهمیت دارد این است که هماینک عضو یک خانواده با ارزش و پولادین هستم و در سایه شوهرم احساس آرامش و رضایت میکنم و همانند یک زن حقیقی تاتار، به فرزند خود رسیدگی میکنم.
می گوید:«میدانی! من دیگر نمیخواهم در مقابل جمعیت قرار بگیرم. من از موسیقی مأیوس شده ام و دیگر نمیخواهم برای جلب رضایت افراد معتاد به موسیقی، آواز بخوانم. و همچنین نمیخواهم سعی کنم که آنها خوششان بیاید.
امضا:الیسا..با حجاب شدم تا مادر خوبی باشم

امیلی فرانسوا

امیلی فرانسوا
برنده ی اسکار 1995 هنگامی که او 12 ساله بود
8سال بعد....امیلی مسلمان و با حجاب شد
آشناشدن او با مسائل اسلامی و گفتگو کردن با دوستان مسلمان، باعث شد که نگرشی مثبت نسبت به اسلام پیدا کند. تمام سوالات فلسفی او راجع به معاد، زندگی، اینکه برای چه به این دنیا آمدهایم، سرنوشت انسانها چه خواهد بود و اینکه هر کس سرنوشت خودش را با اعمال خودش میسازد و…. همه و همه را با خواندن قرآن دریافت. او در این زمینه میگوید: ” شروع مطالعه قرآن و مخاطبقرار دادن تمام بشریت از لحاظ روانی من را سر جایم میخکوب کرد.
محتوای قرآن حکایت از کتابهای مقدس پیشین میکرد، به گونهای که من هم آن را متوجه میشدم و هم بسیاری از شک و تردیدهایم را نسبت به مسیحیت از بین میبرد. قرآن، من را به بلوغی رساند که متوجه شدم سرنوشت من در گروی اعمالیست که مسئولیش به عهدهی خود من است. در دنیایی که نسبیگرایی بر آن حاکم است، مطالعه قرآن که اهداف معنوی و بنیادهای اخلاقی را مطرح میکند برایم بسیار جذاب بود. به عنوان شخصی که به فلسفه علاقمند بوده است، قرآن حد اعلای تمام تفکرات فلسفی است. به نحوی سازماندهی شده است که به تمام سوالات عمیق فلسفی که در طول قرنها در مورد وجود انسان مطرح شده است، و به اساسیترین آنها که “چرا ما اینجا هستیم؟” پاسخ میدهد.”
اینها باعث شد که امیلی، دیگر دست از خواندن و تفکر درباره قرآن برندارد. و بالاخره امیلی مسلمان شد و نام «مریم» را برای خود انتخاب کرد
مریم فرانسوا در حال حاضر جوانی ۲۸ ساله است و در حال کاملکردن دکترای خود در دانشگاه آکسفورد در زمینه مطالعات مربوط به مشرق زمین است. او مدرک کارشناسیاش را با درجه ممتاز در زمینه سیاستهای خاورمیانه از دانشگاه جورج توان و مدرک کارشناسی ارشد علوم سیاسی و اجتماعیاش را از دانشگاه کمبریج دریافت کرده است.
امضا:امیلی...با حجاب شدم چون مسلمان شدم!

سـارا بـوکر


تازه مسلمان ترین در افراد مشهور جهان است...
دختری که یکی از مدل های بسیار معروف امریکا است...
مقاله های او بسیار با بازتاب هایی در تمام سایت ها بوده است
من یک زن امریکائی هستم که در مرکز امریکا بدنیا آمده ام. من مانند هر دختر دیگری بزرگ شدم. با علاقه و تعلق خاطر شدید به زرق و برق زندگی در “گران شهرها”. در نهایت من به فلوریدا و از آنجا به ساحل جنوبی میامی نقل مکان کردم. یک منطقه پرشور برای آنهائی که در جستجوی “زندگی پر زرق و برق” هستند. طبیعتا، من آنچه که یک دختر معمولی غربی انجام می دهد را انجام می دادم.
براساس ارزیابی ارزش خودم بر مبنای میزان جلب توجه دیگران من به ظاهر و جذابیت و گیرائی خودم توجه داشتم. من مرتبا ورزش می کردم و یک مربی شخصی شدم. یک خانه شیک لب دریا خریدم و توانستم یک سبک زندگی “با کلاس” برای خود فراهم کنم.
سالها گذشت تا متوجه شوم که هر چه بیشتر در “جذابیت زنانگی ام” پیشرفت می کنم درجه رضایت شخصی و خوشبختی ام افت می کند. من برده مد بودم. من گروگان ظاهرم بودم.
به علت افزایش مستمر فاصله میان رضایت شخصی من و سبک زندگی ام، من در فرار از الکـل و مهمانی ها (پارتـی ها) به مراقبه (مدیتیشن) و مذاهب غیرمتعارف پناه می بردم. و در نهایت متوجه شدم که تمامی آنها فقط یک مسکن هستند و نه یک درمان موثر.
یازده سپتامبر ۲۰۰۱، زمانی که من شاهد رگبار پی در پی اسلام، ارزشها و فرهنگ اسلامی، و اعلام شرم آور “جنگ صلیبی جدید” بودم، توجه ام به چیزی بنام اسلام آغاز شد. تا آن زمان، تمام چیزهائی که برای من با اسلام تداعی می گردید عبارت بودند از: زنان پوشیده در “چادر”، کتک زنندگان زنان (همسران)، حرام ها، و یک دنیا ترور و وحشت.
یک روز من با قرآن، کتابی که در غرب بطور منفی کلیشه ای معرفی شده است برخورد کردم. در ابتدا سبک و نحوه برخورد قرآن مرا تحت تاثیر قرار داد، و سپس نگاه آن به هستی، زندگی، آفرینش، و ارتباط میان خالق و مخلوق مرا به شگفتی آورد. من قرآن را خطابه ای مملو از بصیرت و بینش برای قلب و روح، بدون نیاز به هیچ مترجم (مفسر) و کشیشی یافتم.
سرانجام من حقیقت را دریافتم: فعالیت ارضاء کننده جدید من چیزی جز قبول مذهبی بنام اسلام، که می تواند سرچشمه آرامش برای من بعنوان یک مسلمان “فعال” باشد، نبود.
من یک چادر زیبای بلند و یک پوشش سر که شبیه لباس عرفی زنان مسلمان است خریداری کردم و در خیابان ها و محله هائی که روزهای پیشین با شلوار کوتاه، بیکینی، و یا با لباس کار “شیک” سبک غربی در آنها راه میرفتم، ظاهرشدم. اگر چه مردم، چهره ها، و مغازه ها همه همان ها بودند، اما یک چیز بطرزی چشمگیر و استثنائی متفاوت بود، من همان نبودم و نه آرامشی که من برای اولین بار در زن بودن تجربه کردم.
من احساس کردم که همه زنجیرها پاره شده اند و من بالاخره آزاد شده ام. من از چهره های حیرت زده جدید مردم، در مکانی که زمانی چهره های که پر از نگاه های شکارچی برشکار بود را تجربه کرده بودم، لذت می بردم. ناگهان یک بار از دوش من برداشته شد. من دیگر تمامی وقت ام را صرف خرید، آرایش، درست کردن موهایم، و تمرین بدنی برای خوش اندام شدن نمی کردم. سرانجام، من آزاد شدم.
من نظر همسر مسلمانم را، که پس از اسلام آوردن با او ازدواج کردم، درباره گذاشتن نقاب و یا بسنده کردن به حجاب را جویا شدم. به نظر او حجاب در اسلام امری واجب است، در حالی که نقاب نیست. در آن زمان، حجاب من شامل پوشش سری که تمامی سر مرا بجز صورتم رامی پوشاند، و یک ردای سیاه بلند گشاد بنام “عبا” که تمامی بدن مرا از گردن تا نوک پا را می پوشاند، بود.
هیچ چیز مرا از تعویض بیکینی ام در ساحل جنوبی و زندگی پر زرق و برق سبک غربی ام با زندگی کردن در آرامش با خالقم و لذت بردن از زندگی در میان همنوعانم بعنوان یک شخص با ارزش، خوشحال نمی کند. بدین دلیل است که من استفاده از نقاب را انتخاب کرده ام، و تا پای مرگ از حق لاینفک ام برای پوشیدن اش دفاع خواهم نمود.
به شما زنانی که مفاهیم زشت کلیشه ای علیه حجاب فروتنانه اسلامی را می پذیرید، می گویم که: شما نمی دانید که چه چیزی را دارید از دست می دهید.
امضا:سارا....با حجاب شدم چون برده ی مد بودم!

بخش افتخارات اسلامی
بشار و رویا هاولی![]()

آقای بشار یک مسلمان استرالیایی است..24ساله است و از فوتبالیست های این کشور است..با کمک ایشون در استادیوم استرالیا برای اولین بار نماز خانه تاسیس شد او با وجود جوانی، به نام اولین بازیکن مسلمان استرالیا لیگ فوتبال استرالیاست و در سه بار متوالی جایزه های بالای ورزش را بدست آورده است.او همچنین یک سفیر بین المللی تبدیل شد و این جایزه را در حوزه فرهنگ برای ایجاد روابط خوب در جامعه بین الادیانی در استرالیا دریافت کرد اونی هم که بقلشه همسرش هاولیه..
چه زن و شوهر به هم میان
منبع:دختران خوشتیپ چادری


سلام دوستان عزیز
hello my friend
عکس های از روسری و حجاب و مدل های متنوع آن آوردم....
هر چند که کمی تیپ زدن به این سبک ترکیه ای سخته ولی یکی از شیک ترین مدل های حجابه
در مدل حجاب ترکیه از روسری های براق و رنگ های شاد مانند سفید و قرمز استفاده می شود و در استفاده از این مدل هد های سفید استفاده میشه که روسری به دور گردن پیچیده میشه و به خاطر همین دور گردنتون باید به رنگ های همون روسری پوشیده شده باشه
دوستای زیادی خواستن مدل های پوشش با چادر رو نشون بدم...منم به قولم عمل کردم
مدل هایی که عکساشو گذاشتم را به راحتی میشود با چادر سر کرد...
اگر یک دختر چادری همین سبک لباس رو با چادر هایی نظیر اماراتی ها و یا آستین دار های خوش حالت و بالخصوص با چادر ساده بپوشه واقعا خوشتیپ خوشتیپ ترین های دختر ها میشه...امیدوارم اون شما باشین!.این سبک توی نظر اقشار جامعه هم مورد پسنده ، زیرا به دختر اصالت و خانمی شدن می بخشه..خوب بریم سراغ عکس ها..
عکس ها زیاد هستن برای همین عکس ها در ادامه ی مطلب قرار داره.


شبها آسـمان با من همـرآه اَست!
دَستم را میگیرد و میگوید بیآ با هم برویم....
گفتم:اِی آسمان مشکی شَب
من اِنسانم و تو آسمان...
شباهتمان در چیست؟
گفت:آن روز هایی کـه مردم اینقدر مشغول کارشان هستند و مرا نمیبیــــنند تو بیا جای من..
صورتت شود جای ماه من...
و چادرت هم آسمان من
این را که گفت لبخندی زدم و گفتم:همیشه با تو خواهم ماند آسمان مشکیـــــــ من...
+منبع:دختران خوشتیپ چادری
این متن رو هم از روی درد و دل دلم نوشتم.اگه توی وبلاگتون کپی کردین منبع رو باید ذکر کنید

بسم الله الرحمن الرحیم ، به نام خداوند آسمان و زمین
حتما بخونین..خیلی قشنگه!

من از اون آدما نبودم...یعنی نیستم...
از اونایی که خودخواهن و زود قضاوت می کنن!
از بچگیم توی کلم رفته بود یک روز میمیرم و میام اینجا!
درسته من الان توی قیامتم.....
نمی دونم چه جور جاییه!
داره نوبت من میشه..........
اون کیه داره میاد طرفم؟احساس می کنم میشناسمش؟
آهان اون نانسیه...دوست دوران بچگیم...
البته یه چندسالی بود که باهم قهر کردیم......سر یک موضوعی که داستانش طولانیه...
چندسال پیش موقعی که من چادرو رو انتخاب کردم بد جوری حالمو گرفت!
جلوی کلی آدم تو دانشگاه....!
تا وارد کلاس خودمون شدم بلند خندید و گفت:
چیه کچلی گرفتی؟یا که منگل شدی؟
تو دلم گفتم:یکی نبود بگه بابا خودت که همین چند وقت پیش از تو بیابونای آفریقا اومدی!
بقیه هم دوتامون رو نگاه می کردن...
یک خورده غر غر کرد و دیدی نتونست عصبانیم کنه برگشت و گفت:
این چادر چیه؟سیاهه؟دلمون میگیره!درش بیار!
یکی از هم کلاسی هامون که چادریه برگشت گفت:
حواست باشه داری چی میگی...من خودم چند سال توی فرانسه زندگی می کردم...دم همون ایفل!
با همین چادر..دلت میخواد بیا عکسامو ببین..کلی هم دوست پیدا کردم....همین حرفا رو می زنی که بهمون میگن جهان ســــــومی!
منم از کلاس رفتم بیرون...
فردا دم در دیدمش دووید سمتم و گفت:
تو نمی خوای آدم بشی...بابا افسرده میشی...همون خواستگارات هم میپره ها!
کلی دری و وری گفت
نمی دونست از دیروز تا حالا 2 تا خواستگار برام اومده بود!
بعدش گفت:افسرده شدی پس فردا سیاه شدی نگی چراها!
اونم با صدای بلند داد و بیداد می کرد...همه پسرا و دخترا زل زده بودن به ما!
منم دیگه زدم رو دنده5!
با صدای بلند گفتم:این چادر رو خلق کردن تا روی سرم باشه....تا ازم محافظت کنه تا دلم سیاه نشه...خلق شده تا رنگش مثل کعبه باشه..تا همه بفهمن من عاشق کعبه و خدام هستم...آفریدنش تا نشون بدم من شیعه دوازده امامی هستم....تا نشون بدم من همون کسی هستم که عشق تو وجودم نمیمیره..خلقش کردن تا نشون بدم آهای مردم من فقط شوهرمو دوست دارم!
البته هنوز شوهر نکرده بودم...ولی من با چادرم نشون دادم از الان هم به شوهرم وفادارم!
دیگه هیچی نگفت:چشماش گرد شده بود و رفت...از فردا همه ی پسرا و دخترا منو به عنوان بانو صدا می زدن....منم مثل زینب در مقابل یزید از حقوقم دفاع کردم
اما یادم رفته بود که بهش بگم:این چادر ذخیره ی آخرته...می برمش با خودم اون دنیا تا هرکسی منو مسخره کرده بود یا آزارم داده بود حضرت ما بیاد جلو و حالشو بگیره!تازه اسمم هم یکی از اسم های بانوم حضرت زهرا بود
درود بر بانوی اسلام حضرت فاطمه الزهرا که بانوی تمام زنان و دختران چادری جهان است

دلنوشته آخر:فرشته ها از چند حرف نمی ترسند...
فرشته ها از چند حرف اعتقاداتشون رو زمین نمی گذارن....
آری....
ما فرشته ایم.....
آری
تا شقایق هست زندگی باید کرد

سلام به همه ی دوستای خوشگلم...خیلی ببخشید که نبودم.....جبران می کنم...قول میدم....شما هم قول بدین بهم سر بزنین و مطالب قبلیم هم ببینین...این چند وقت که نبودم دقیقا 590 تا برام نظر اومده که باید تایید کنم......پس قول میدم زود بیام..داره امتحانای ترم شروع میشه ها!
قول بدین معدلاتون 20 بشه!برام دعا کنین که منم 20 بشم..راستش توی این مدت یک ریحانه جدید خواهین داشت...من خیلی تغییر کردم....با درودی بی کران بر دختران خوشتیپ چادری ایران
-ریحانه ساعت 5ونیم روز پنج شنبه ی 23/9/91



من دخترم!آنقدر زیبا که از دیدنم خسته نمی شوی...
من دخترم!آنقــدر مهربان که ندیده ای...
من دخترم!با چشمانـی زیبآ و براق
من دخترم!اشک هایی دارم به اندازه ی دریا و حرف هایی دارم گاهی بزرگتر از آسمان
من دخترم!به شکل ماه و گاهی زیباتر
من دخترم!با قدی بلند و دخترانه
من دخترم!همانی که تو بهـش میگی ضعیفه!!!!
من دخترم!مخلوقی عزیز در نگاه پیامبر (ص)
من دخترم!همانی که از ترســ پسرهایی مثل تو باید مسیر مدرسه تا خانه را بدود
من دخترم!گاهی وقت ها شماره هایی از تو...گاهی چشمک هایی از تو آرامشم را گرفت..
من دخترم!فقط به جرم دخــتر بودن!
مرد ایرانی با تو ام
زن ظریفه!نه ضعیف...
ضعیف مردیه که نمی تونه یک سآعت چشم و دلشو نگه دآره
من با تو هستم...
نگاه به بدن ظریف و زنانه ام نکن...اراده کنم می توانم
هویت مردانه ات را به آتش بکشم
هی تو!
نیم کیلو باش...ولی مرد باش
ما جذابیت یک مرد رو در رفیق بازیش نمی دونیم!...ما خوشتیپیت شدنت را در شلوار آویزان نمی بینیم....ما زیباییت رو در سیخ بودن موهات نمی دونیم..ما شخصیت بالاش رو توی اندازه ساعتش نمی دونیم...ما با کلاسیش رو توی مدل گوشیش نمی بینیم...
یک زن نه تنها این ها براش مهم نیست...بلکه گاهی باعث میشه ازت بدش بیاد
بگذار با ارزش باشی!
تو برای شناخت دختران نیازی نیست با آن ها دوست شوی...
من در همین دلنوشته ام می توانم در یک جمله شخصیت دخترا رو برات بگم...
دخترا فقط 3 چیز میخوان
محبت،وفاداری،احترام
والسلام...نامه تمام
همه ی دختران با نام دختران نامیده میشن
اما همشون دودسته میشن:بی حجاب،با حجاب
این دو تا باهم فرسنگ ها فاصله دارن...چون یک دستشون بی ارزشه و یک دستشون با ارزشه
یک دستشون مورد استفاده قرار گرفته،یک دستشون تمیز و بی ریاست
من از همون دسته هستم...دسته ی دوم
دخترا....همشون آدم حساب میشن..
ولی با حجاب ها آدم نیستن...
با حجاب ها فرشته ان..
برای همین به من میگن:.....
.
.
.
فرشته!

سلام...اول ببخشید که چند روز نبودم..حالا ریحانه جونتون برگشته...
امروز میخوام آپ متفاوتی بکنم و فیلم هایی که از اول مهر و قبلش داره پخش میشه رو از دیدگاه خودم تحلیل کنم.
به علت طولانی شدن شب ها تلویزیون ایران یکم ولخرجی کرده و کمی داره فیلم های بهتری نشون میده
فیلم هایی که میخوام دربارشون حرف بزنم عبارت هستند از:
افسانه دونگ ایی/ کلاه پهلوی
دونـگ ای
یک افسانه بسیار زیبا هستش...من خودم قسمت های اولشو ندیدم ولی دارم این آخریاشو نگاه می کنم...
داستان زندگی دختری به نام دونـگ ایی در کـرۀ هستش..که خدمتکاره و طبق معمول امپراطور عآشقش میشه و با هم ازدواج می کنن و ......به نظرم خیلی قشنگه حتما نگاه کنید..این اواخر که داره غمگین هم میشه
بچه ها بنظرتون لباس جدیده ی دونگ ای خوشگل هست؟یکم من کارام و شیطونی هام شبیه دونگ ایهه..
شما شبیه کدوم هستین؟
به نظر من فرهنگ کشورشون در قدیم خیلی زیبا بوده!آدم واقعا لذت میبره...لباساشون رو نگاه کنین؟خیلی بی حجاب باشن موهاشون بیرون و کمی گردنشون..واقعا که لعنت بر اروپایی ها!الان فرهنگ کـرۀ رو ببینین!حالتون بد میشه..همشون مثل اروپایی ها شدن..فرهنگ به این زیبایی شون رو چال کردن و روش لگد می کوبن...شما برین چهره دونگ ای رو با لباس های معمولی ببینین..اینقدر زشته که نگو...
این جا خیلی ناز میشن..همشون...
کلاه پهلوی
این سریال رو از دست ندهید...میشه گفت یکی از بهترین فیلم هایی است که...فقط واقعیت هارا می گوید....چیز هایی که از ما همیشه پنهان بود...یک سریال کاملا زیبا و با ساخت بسیار پر خرج و جذاب.
داستان این فیلم همون جوری که از اسمش معلوم است در مورد کشف حجاب و ... است
کلاه پهلوی جمعه ها ساعت 10 از شبکه 1
از نظر من طراح لباسشون خیلی خوبه...شما یک قسمتشو ببینید متوجه منظورم میشین...از انواع کلاه های قشنگ و لباس های زیبا ...که به نظرم میشه به عنوان طرح های حجاب هم بهش نگاه کرد..ایده های جالبی هستن.
غیر از اون این فیلم به شما میگه که برای چی حجاب رو در ایران برداشتن...و چه فایده هایی برای اون ها داشته و همچنین داستان خیلی خوبی داره...حتما ببینین..در یک قسمت که همه ی خارجی ها دور هم جمع شده بودن و دو نفر از آمریکآ هم بودن آقای تقـی زاده و..نقشه هایی برای کشف حجاب در ایران می کشیدن..نشون داد که 1زن و مرد باستان شناس از آمریکآ به شدت با این طرح ها مخالف بودن و می گفتن ما حق نداریم فرهنگ کشور رو عوض کنیم..و اروپایی ها می گفتن اگه ما حجاب رو از کشور ایران بر داریم .بازار اقتصادی اروپا پیشرفت فوق العاده ای می کنه...از انواع کفش و ماتیـک و لـاک نآخون و لباس های مختلف رو می تونن به ایرانی ها بفشروشن و ثروتمند بشن...دلیل اصلی نقشه هاشون این بود...نقش اصلی هم یک دختر فرانسوی هستش به نام بلانچ
عکس های کلاه پهلوی
چه لباس این خانومه با چادر نازه نه؟

سمت راست:شادی وسط:فرخ باستانی سمت چپ:نامزد سابق شادی

| منبع:دختران خوشتیپ چادری |

| کپی کردن هر مطلب فقط با "ذکر منبع" مجاز میباشد |
تبلیغات 











